تبليغاتX
جنبش  وبلاگی حمایت از طلبه سیرجانی ܓܨخبرنگار تلیویزونܓܨ
بحث آزاد در مورد ایران و جهان
بنام خداوند بخشنده مهربان

خیلی وقت بود که ننوشته بودم.

راستش خیلی وقته که کار جدیدی تولید نکردم. دلایل شخصی هم دارم برای این فاصله...

هنوز هم اونقدر شجاعت ندارم که صریح صحبت کنم اما خیلی دلم میخواد خوبیها و بدیهای باشگاه خبرنگاران رو در کنار هم بنویسم.

بگذارید اول از خوبیها بگم:

باشگاه خبرنگاران جوان یعنی تلاش بی وقفه برای تولید گزارشهایی که گاها هیچیک از خبرگزاریهای دیگه جراتش رو ندارند.

باشگاه خبرنگاران یعنی تلاش بی وقفه از سوی جوانانی که جز عشق به خبرنگاری و تولید، چیز دیگه ای فکر و استعدادشون رو مشغول نمیکنه

باشگاه خبرنگاران یعنی همه اینها. یعنی یک دایره آبی که هیچکس دقیقاً نمیدونه توش چی نوشته

فعلا

«دوستانی که مایل به تبادل لینک هستند تو قسمت نظرات بگن (البته بجز تبلیغاتیها و فروشگاهها و امثالهم)»
+ new نوشته شده در  سه شنبه سوم آبان 1390ساعت 18:7  توسط محمد بن  | 



بسم الله الرحمن الرحیم

مدتی است که نکته ای بنده را به خود مشغول ساخته است

مگر ما برحق نیستیم؟ پس چرا جرات ابراز شعائر دینمان را در سطح جامعه نداریم؟

«دوستانی که مایل به تبادل لینک هستند تو قسمت نظرات بگن (البته بجز تبلیغاتیها و فروشگاهها و امثالهم)»
+ new نوشته شده در  جمعه سوم تیر 1390ساعت 5:26  توسط محمد بن  | 



بسم الله الرحمن الرحیم

نمیدانستم خبر راست بوده یا نه. امروز طی یک پیامک به دستم رسید: به گفته تابناک، خیمه طلبه سیرجانی جمع شد تا دشمنان اسلام!!! نتوانند از آن سوء استفاده نمایند. متن خبر را در تابناک ببینید. این هم لینکش:

لینک خبر در تابناک

البته نظراتش رو همینجا بزنید لطفا

 -- نظر --

سلام
ارادت واردی فراوان
خیمه اش را جمع کردندکه هیچ خودش را هم جمع کردند یک حالی هم به دوستانش و خودش دادند. شنیده ام به ایشان سیلی هم زده اند. و در آخر با احترام بسیار ازاد نمودند.

«دوستانی که مایل به تبادل لینک هستند تو قسمت نظرات بگن (البته بجز تبلیغاتیها و فروشگاهها و امثالهم)»
+ new نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1390ساعت 17:33  توسط محمد بن  | 



بنام خدا

دیروز که در باشگاه میخواستم سوار بر آسانسور شوم که یوسف سلامی را دیدم. همانکسی که گزارش بیمارستان بنده را در بسته پزشکی آورده و پخش نموده بود.

یادآور ماجرای بیست و سی و سایتها شد.

سری بزنید به جهان نیوز و کلمه "استثمار" را جستجو کنید. خواهید دید گزارش بیمارستان را

دوستان ما در تهیه گزارش فوق کلی یاری رسانده بودند و حتی قسمتهای مهمی از تصاویر را با دوربین شخصی تصویر گرفته بودند و بنده هم خروجی نهایی گزارش را به آنها داده بودم و آنها هم بر روی سایت خود گذاشته بودند که در میان سایتها دست به دست شده و به جهان نیوز هم رسیده بود.

بعد از بود که بیست و سی شاکی شده و انتقاد کرده بود.

یاد همه اش یکجا بخیر

«دوستانی که مایل به تبادل لینک هستند تو قسمت نظرات بگن (البته بجز تبلیغاتیها و فروشگاهها و امثالهم)»
+ new نوشته شده در  سه شنبه هفدهم خرداد 1390ساعت 5:20  توسط محمد بن  | 



سلام

مدتی پیش، سایت باشگاه خبرنگاران جوان در جهت افشا گری بیشتر و پرده برداری از وضعیت میرحسین موسوی دست به اقدام جالبی زد و آن انتشار عکس‌هایی بود از یک بنده خدا و انتساب آن به دختر میرحسین

بعد از مدت اندکی، گندش درآمد که عکس‌ها ربطی به بنده خدای دومی ندارد.

برای بنده جالب است که از رسانه های راستگرا و اصولگرا و... هیچیک موضعی نگرفت و انگار نه خانی آمده و نه خانی رفته

چه بگوییم؟؟؟

«دوستانی که مایل به تبادل لینک هستند تو قسمت نظرات بگن (البته بجز تبلیغاتیها و فروشگاهها و امثالهم)»
+ new نوشته شده در  شنبه هفتم اسفند 1389ساعت 10:31  توسط محمد بن  | 



سلام و درود

آقای باغی هم از دنیا رفت

گزارشگر همه بازیهای سریال فوتبالیستها، خود داداش سیا و چند شخصیت دیگر آن مجموعه و بسیاری از شخصیتهای کارتونی محبوب

خدایش بیامرزد. جهت شادی روحش صلوات بفرستید

«دوستانی که مایل به تبادل لینک هستند تو قسمت نظرات بگن (البته بجز تبلیغاتیها و فروشگاهها و امثالهم)»
+ new نوشته شده در  چهارشنبه یکم دی 1389ساعت 8:46  توسط محمد بن  | 



سلام

ما که در میان شلوغ بازار محرم و عزاداری و هیئت و چایی و زنجیر بودیم و متکی هم بوس اول را از لپ متبرک رئیس جمهور سنگال ستانده بود و هنوز به دومی نرسیده بود که پیام دکتر آمد.

البته دلیلش را هنوز نفهمیدیم. اما منابع آگاه اطلاع دادند که غول مرحله از بازی دکتر، رسیدن پیام به دست فلان مقام آنجا بود که الحمدلله این مرحله هم درست انجام شد و هیئت دولت، بعد از Save، به مرحله بعد راه یافت

ما نیز این پیروزی را بر دکتر و سکتور تبریک گفته و از همه برایشان تقاضاهای خوب داریم

البته در این بازی که منوچهر نقش Prince of Persia را برعهده داشتند، اندکی دلخور شدند که ما را نیز دلخور کرد اما نگرانیمان بابت چیز دیگری است

کوتاه بگویم. یکی برود ببیند آیا متکی پول بلیط برگشت را دارد؟ بنده خدا را وسط بوس کردن رئیس جمهور سنگال برکنار میکنند آیا فکر بلیط برگشتش را کرده‌اند؟ تازه خدا را شکر که در میانه راه و درون هواپیما چنین نکردند و گرنه به جرم حضور غیر قانونی در هواپیمای دیپلماتیک ممکن بود از همانجا پرتش کنند...

«دوستانی که مایل به تبادل لینک هستند تو قسمت نظرات بگن (البته بجز تبلیغاتیها و فروشگاهها و امثالهم)»
+ new نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آذر 1389ساعت 8:42  توسط محمد بن  | 



سلام

یکسال دیگر هم گذشت و باز هم حسین را کشتند و نذوراتش را خوردیم.

هر سال که می‌گذرد، اوضاع عذاداریها بیشتر ناراحتم می‌کند. احساس بدی دارم و به شدت نگرانم

هر سال که میگذرد خیابانهای محرم بیشتر از سال قبل رنگ حسین می‌گیرد اما کمتر از سال قبل بوی حسین و کربلا می‌دهد.

به فواصل گاهاً کمتر از صد متر، داربست و چادری کوچک به رنگ سیاه و یا ابوالفضل(ع) به پا شده و درونش چای می‌دهند و کیک و صدای بلند سینه‌زنی اما...

قبلاً می‌گفتند دستگاه حسین(ع) همه را راه می‌دهند و شفاعت و از این حرفها اما ایشان باید خیلی باگذشت باشند که به بهانه او خیلی کارها بکنیم و شفاعتمان کند

یک جمله بگویم و تمام:

دسته عزاداری از کنار منزلمان عبور می‌کرد. صدای طبل، دیوار را می‌لرزاند و خواننده دسته می‌گفت برای مریض‌ها دعا کنید.

شما هم برای مریض‌ها دعا کنید

«دوستانی که مایل به تبادل لینک هستند تو قسمت نظرات بگن (البته بجز تبلیغاتیها و فروشگاهها و امثالهم)»
+ new نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آذر 1389ساعت 8:22  توسط محمد بن  | 



 (مَجاز)

این مطلب عینا از وبلاگ دوست عزیزم مهدی به نشانی http://c-morgh.blogfa.com/post-62.aspx آمده است.

مطابق رأی دوستی به مقامی در آمدم که خطیبش زبر دست و هنردان در سخن بود، طایفه ای اهل ذوق و دل بر جانب منبرش بنشسته بودند و ورق تعلیم به قلم معلم سپرده. چون وعظش انجام گرفت به نزدیکش شدم و لختی با وی مصاحبت بکردم، به شکر و منت باری تعالی کلامم او را خوش آمد، بگفت در سَرم پرسشی عظیم است که اجازت خواهم بپرسم؛ بگفتم این نیک باشد بپرس؛ بگفت تو را اعتقاد سیاسی چه باشد؟ گفتم این ز گفتارم پیدا بود. بگفت نتوانستمی تمیز کنم که از کدامی، گر به اسم گویی بگمانم به فهم نزدیک تر. گفتم به اسم چگونه باشد؟ بگفت تو را اصول خوش آید یا اصلاح؟ بگفتم این نیک معلوم است، هر دو خوش است؛ بگفت این نشود زانکه "الضدان لا یجمعان"، بگفتم آری لیک اصول و اصلاح را ضدیّت نباشد، بگفت نزاع اصول خواهان و اصلاحگران زبانزد است، چون بُود که نشنیده ای؟ بگفتم آنکه در سر داری شنیده ام لیک نه اینان اصول خواهند و نه آنان اصلاح طلبند! باز بگفتم کنون برخی فساد و دزدی و ریا در بلاد کنند، گویند که ما بر اصولیم و بعضی قرآن به کنار انداخته گویند ما اصلاح کاریم، هیهات که جز قرآن و عترت اصلاح نباشد!!! بگفت چه فعل باید کرد؟ بگفتم کوشیدن اندر اصلاحات تا تقرب به اصول، یعنی با اصلاح باید به اصول رسید. این بود طریق نجات که مؤدی به حیات است و هم دنیی سازد و هم عُقبی.

پ.ن: نگاه به آیه 66 سوره مائده، آیه 96 سوره اعراف.

«دوستانی که مایل به تبادل لینک هستند تو قسمت نظرات بگن (البته بجز تبلیغاتیها و فروشگاهها و امثالهم)»
+ new نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آذر 1389ساعت 19:14  توسط محمد بن  | 



بعد از عرض سلام و درود، باید بگویم «عجب ماجرایی شده است این ویکی لیکس»

ناگهان یک سایت راه می‌افتد و اسرار هویدا می‌سازد.

همه موضع می‌گیرند. آمریکا موضع می‌گیرد. عربها موضع می‌گیرند و خلاصه در دنیا مهم می‌شود و نکته جالب توجه آنست که سردمداران این موضع گیری‌ها خود آمریکاست

راستش برای من جالب است که چرا آمریکا دوست دارد این سایت اینقدر مهم شود و همه فکر کنند از آسمان یک نفر آمده و آنقدر راستگوست که آخود آمریکا را رسوا میکند.

نمیدانم شاید همین روزها و بعد از آنکه همه باور کردند «ویکی لیکس» بعنوان فرشته حقیقت در همه جا مورد اعتماد مردم قرار گرفت، ناگهان بیاید و بگوید که مثلا به بوش ظلم شده یا حقایق ژنهانی حاکی از آن است که ایران واقعا بمب هسته ای دارد و یا هر چیز دیگر.

الله اعلم

«دوستانی که مایل به تبادل لینک هستند تو قسمت نظرات بگن (البته بجز تبلیغاتیها و فروشگاهها و امثالهم)»
+ new نوشته شده در  شنبه سیزدهم آذر 1389ساعت 23:15  توسط محمد بن  |